موضوعات  جزایی پیشنهادی برای تحقیق بیشتر-2

- اصول نظام حقوقی لیبرال>اصول و ارزشهای نظام حقوق کیفری لیبرال> تعارضات نظام حقوق کیفری لیبرال با اصول و ارزشهای خود

- به کار گیری و استفاده از نظریه های جرم شناسی در عمل (آیا نظریه های جرم شناسی در عمل هم پیاده شده اند یاخیر)

- نظریه های بر واقعیت تاثیر گذاشته اند یا  واقعیت بر نظریه  تاثیر گذاشته؟(کدامیک متاثر از دیگری هستند)

- تحلیل محتوای گزارش های حقوق بشری احمد شهید و البته کلیه گزارش های حقوق بشری گزارشگران سازمان ملل

- بررسی فولکلورهای حقوقی ازجمله ضرب المثل های حقوقی

- بررسی تاثیر رسانه ها بر سیاست های دستگاه قضایی  مخصوصا رئیس قوه قضائیه

- بازتاب جرم در رسانه ها 

سخنی در چیستی جرم

جرم شناسی اغلب به عنوان علوم اجتماعی نگریسته می­شود و در مورد تئوری­های علوم اجتماعی، بر حذر داشتن خود از ملاحظات ایدئولوژیک تقریباً همیشه سخت و احتمالاً غیر ممکن است. این به آن معناست که هنگامی که شما جرم­شناسی را مورد بررسی و تحقیق قرار می­دهید نمی­توانید از ارزش رها باشید. شما باور دارید که بعضی چیزها خوب، درست، مناسب و یا اخلاقی هستند و اینکه سایر چیزها اینگونه نیستند.

این مهم است که شما چشم اندازهای مختلف را بررسی کرده و به مسائل با اندیشه صحیح بنگرید، سوالات کاوشگرایانه در مورد آنچه که قبلا بدیهی در نظر گرفته شده اند بپرسید. اگر می­خواهید بدون واسطه عدم توافق و اختلاف را در جرم شناسی ببینید هیچ جایی برای شروع بهتر از مفهوم جرم و اینکه جرم چیست؟ وجود ندارد.

پاسخ این سوال ممکن است ساده به نظر رسد اما در واقعیت آن احتمالاً پیچیده تر از آن چیزی است که فکر می کنیم. یکی از اولین نکاتی که باید به یاد داشته باشیم این است که جرم استاتیک و ثابت نیست و دائماً در تغییر است. به این معنا که مواردی هستند که زمانی جرم بودند ولی اکنون جرم محسوب نمی­شوند و برعکس مواردی که زمانی جرم نبودند ولی اکنون جرم هستند. جرم همچنین براساس جغرافیای محل نیز متفاوت می­شود. طیف وسیعی از دیدگاه های مختلف در این مورد وجود دارد. که تیتروار به آنها اشاره می­شود.

نظریه قانونی؛ نظریه قانونی اشاره دارد آنچه جرم را تشکیل می­دهد نقض قانون جزا است.

تعارض اجتماعی؛ مولفه اصلی در جرم تضاد بین فرهنگ هاست. جرم پیچیده­تر از نقض قانون مجازات است و از تعارض منافع گروه­ها در جامعه به وجود می­آید.

نظریه مارکسیستی؛ جرم برای حفظ منافع طبقه حاکم بوجود آمده است.

جرم به عنوان آسیب اجتماعی؛ بسیاری از جرایم مربوط به کسب و کار مردم است که در حقوق کیفری مورد بحث قرار نگرفته اند بلکه در حقوق مدنی به آنها پرداخته شده است، با وجود این واقعیت که آنها موجب ایراد صدمه و آسیب به جامعه (آسیب های اجتماعی) می­شوند. لذا به منظور جلوگیری از تعصب طبقاتی در جرم شناسی، جرم باید گسترش یافته تا شامل هرگونه عمل مسبب آسیب اجتماعی شود که توسط هر قانونی (نه لزوما فقط با قانون مجازات) ممنوع شده است.

جرم به عنوان نقض حقوق بشر؛ چیزی باید جرم محسوب شود که ناقض حقوق بشر باشد.

جرم به عنوان ساخت اجتماعی؛ جرم توسط جامعه تعیین می­شود. جامعه قوانینی را ایجاد می­کند که رفتار اشخاص را تنظیم می­کند و از این رو جامعه تعیین می­کند که چه چیزی مجرمانه و چه چیزی مشروع باشد.